لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

دستم به نوشتن نمی رود اما باید نوشت

 

 

تمام شد تمام داشتن هامان

همه چیز را از دستمان گرفتند

اعتقاد و اعتماد را

و تمام به دست آورده هایمان را...

دیگر تمام شد

 

این سوگ نامه نیست

اعترافات فریب خوردگانی ست که باور ندارند فریب خورده اند

تمام اعترافاتی که از روی ناباوری به زبان نمی آورند

باید برایشان به زبان آورد 

 

 

تصویر نوشت: کار پرویز شاپور است

نظرات 6 + ارسال نظر
رویا چهارشنبه 25 شهریور 1388 ساعت 12:32 ق.ظ

چه می شه گفت

؟!

طالبیان چهارشنبه 25 شهریور 1388 ساعت 12:37 ق.ظ http://neynavaz.blogsky.com

سلام وبلاگتون واقعا عالیه دوست دارم نظرتون رو راجع به نوشته هام تو وبلاگم بدونم

سر می زنم!

رایان چهارشنبه 25 شهریور 1388 ساعت 09:35 ق.ظ

تا حالا نوشته‌هایی که می‌زدی ازش با اینکه جالب بودن ولی خرد فوق‌العاده‌ای توش برا من نبود یا من نمیفهمیدم!
این نوشته حاکی از خردی داشت که تقریبا ارادت منو به ایشون تکمیل کرد.
مرسی از تو خاموشی.

این نوشته ی خودم بود!
کاریکاتور از شاپور بود!

شابلوط چهارشنبه 25 شهریور 1388 ساعت 08:40 ب.ظ

گولت زدن نامردا ؟؟

هــــــــــــــــــــــــــــی.

رایان پنج‌شنبه 26 شهریور 1388 ساعت 11:57 ب.ظ

ایول

بابا خردمند! بابا قصار گوی غلیظ گوی!!

احسنت.

غلیظ گوی؟
یعنی این قدر تو چش بود؟ :)

محسن دوشنبه 30 شهریور 1388 ساعت 11:51 ق.ظ http://ketabamoon.blogsky.com/

به عقیده گیوتین سر آدم زیادی است

باید کندش انداختش جلوی... D:

بگذریم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد