لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

شاید حذف شود!

آخ که این فراموشی چه نعمت بزرگی است
فراموش کردن یک روز سخت
سخت سخت
که وقتی به یاد می آریش
تنها 10 دقیقه باقی باشد
تنها 10 دقیقه مجال برای اشک ریختن
تنها 10 دقیقه که در این دقایق هیچ کاری نمی توانی جز آن که به اندازه ی تمام روزی که گریه نکرده ای اشک بریزی
به اندازه ی تمام روزی که بغض داشتی و نمی دانستی برای چه به پهنای صورتت اشک بریزی
به اندازه ای امروزی که روزی بود از همین روزهای خدا و فراموشش کرده بودی و از صبح اشک می ریختی، اشک بریزی