ماییم و آب دیده
در کتج غم خزیده
بر آب دیده ی ما
صد سنگ آسیا کن
.
.
خواهی بیا ببخشا
خواهی برو جفا کن
دردی است...
.......
خالی خمم فتاده ز صافی می
خواهی به شعر نابت مهمان کنم
......
در بستن پیمان ما
تنها گواه ما شد خدا
تا این جهان بر پا بود
این عشق ما بماند به جا!
..
به یاد یاری
خوشا قطره اشکی
.
از این غم چه حالم نمی دانی!!
.
که هستم من آن تک درختی
که در پای طوفان نشسته
همه شاخه های وجودش
ز خشم طبیعت شکسته!
ادامه مطلب ...