لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

بی نهایت دلم می خواهد که هیچ کس نباشد.. هیچ کس هیچ کس.


می‌گویی: دوست‌ات دارم
و من 
به کبوتری تشنه بدل می‌شوم
که به کاردِ گلوگاه‌اش عاشق است. . .