لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

پر از انرژی

تلقن رو برداشتم، داشتم با دوستم تماس می گرفتم که شباهت شماره باعث شد با یه دوست دیگه ام تماس بگیرم. گاهی اشتباهات آدم رو به یه حس قشنگ و دوست داشتنی می رسونه…

داشتم از خواب آلودگی و کوفتگی و خستگی و استخون درد و بی حوصلگی به دیار باقی می شتافتم که یه صدا* من رو نجات داد یه صدای پر از انرژی مثبت، یه صدای مهربون، با این که نشونه های کهولت سن رو می شد از تار و پود صداش دریافت کرد اما پر از مهربونی و خوبی و صداقت…

  

*ت.ن: اشتباه نکنید این صدا صدای دوست جونم نبود