لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

لابه لایِ لای لایِ دل

و ندا آمد لب بسته بپوی "سپهری"

فسیل

 

 

با این که سنی نداره، افکار پوسیده اش جایی برای فکر کردن باقی نگذاشته، فسیلیِ فسیلی.